دلتنگی هایمان

 

چقدر دلشوره دارم من

 

چه دلتنگ وپریشــــانم

 

تو میفهمی که دور از تو

 

چه بی روح و گرفتــــارم

 

دلم یک خواب می خواهد

 

کمی آرامش و یک تــــــو

 

بیا هم قصه ی من باش

 

بیا هم رنگ رویـــا شو

 

از این تشویش حیرانم

 

تو میدانی از اندوهــــم

 

که دستانم به سوی توست

 

تو هم چون من،حیــرانی

 

بیا ای مرهم شبـــــهام

 

کمی با من مدارا کــــن

 

بگیر این غصه رو از ما

 

بمون واین من و ما کن

 

************

پ.ن

برای آرامش تو به هر طوفانی تن میدم

تو فقط آرام باش

 

=======

 رحـــــمانی

 

/ 4 نظر / 6 بازدید
ماشا

سلام دوست من. وبلاگت را خواندم و لذت بردم. به ديدارم بيا و شعرهايم را بخوان و نظرت را بنويس. با تبادل لينك چطوري؟ خبرم كن.

samir

خیلی قشنگه ممنونم ازت و کاش میشد مرحمت باشم در این روزها و شبها ولی خودم دردم[گل]

باقري فرد

سلام خانم رحماني به قول شما دلتنگي اين روزها قصه آشناي تمام نوشته هاست ممنون و بسيار خوشحال شدم از اينكه مهمان سروده اي از شما بودم [گل]

احسان

سلام خیلی زیباست به زیبایی گلهای شهرتون درود بر دست طلاییت موفق باشید همیشه