ساز ناکوک دنیا

 

خسته ام

 

از ساز ناکوک دنیا

 

ریتم!

 

به تمامی ریتم نیست

 

"دو" میزنم  رنج حاصل میشود

 

یا از کوک در آمده ام

 

یا بد کوک شده أم

 

آه

 

گاهی تند میزند قلبم

 

گاه کند

 

و گاهی هم می ایستد

 

در این سوختن.....

 

میزانی ندارم

 

ساز دنیا یا نمیزند

 

یا که ناکوک میزند......

 

=====

 

سمیرا رحمانی

 

 

 

 

/ 8 نظر / 13 بازدید
سرونازشییییییییییییییییییراز

ما را کبوترانه وفا دار کرده است آزاد کرده است و گرفتار کرده است بامت بلند باد کــــه دلتنگی ات مـــــــــرا از هر چه غیر تــــــــــو هست بیزار کرده است....[گل][قلب]

سرونازشییییییییییییییییییراز

ما را کبوترانه وفا دار کرده است آزاد کرده است و گرفتار کرده است بامت بلند باد کــــه دلتنگی ات مـــــــــرا از هر چه غیر تــــــــــو هست بیزار کرده است....[گل][قلب]

سرونازشییییییییییییییییییراز

ما را کبوترانه وفا دار کرده است آزاد کرده است و گرفتار کرده است بامت بلند باد کــــه دلتنگی ات مـــــــــرا از هر چه غیر تــــــــــو هست بیزار کرده است....[گل][قلب]

سرونازشییییییییییییییییییراز

ما را کبوترانه وفا دار کرده است آزاد کرده است و گرفتار کرده است بامت بلند باد کــــه دلتنگی ات مـــــــــرا از هر چه غیر تــــــــــو هست بیزار کرده است....[گل][قلب]

مهسا

[دست]

s@rv

سلام سمیرا خانم عزیز باورکنید خیلی خوشحال شدم ازحضور گرمتان غیبت دارید وخیلی دلتنگتان بودم سال نو برشما مبارک امید که سالی خوب .بهاری وشادداشته باشید بسیار سپاسگزارم ازگرمی حضورتان شکوفا باشی[گل]

سمیر

[گل][گل]

shahan

بزن بارون که دلگیرم دارم این گوشه می میرم بزن بارون که دلگیرم دیگه آروم نمی گیرم حالا که خسته و تنهام حالا که اون دیگه رفته میفهمم تازه این درد رو چقدر تنها شدن سخته بزن بارون که عشق اون هنوز توی نفسهامه دلیل عشق پاک من غرور سرد اشکامه ببار شاید که بگرده تو قلبی که پر از درده ببین از وقتی اون رفته چقدر دستای من سرده ببار شاید که بگرده تو قلبی که پر از درده ببین از وقتی اون رفته چقدر دستای من سرده بزن بارون...