تو را در همه ی رویاهایم میبرم ونفس میکشم تورا

 

نوری تو به دل

 

که

 

وصفت به ستاره نتوان کرد

 

معشوق منی 

 

و

 

محبوب دلی،چه توان کرد!

 

تو جان منی و

 

من، قربانی جانت

 

گر آنکه نخواهی و

 

برانی، چه توان کرد!

 

عمریست

 

که به عشق تو دچارم

 

گر باقی عمرم،چنین شد

 

چه توان کرد!

 

من نقش،

به رویای تو دارم  همه عمر

 

گر تو ،همه عمر

 

با من دیوانه نمانی

 

چه توان کرد!

 

=========

 

رحمانی

 

/ 3 نظر / 5 بازدید
داش رضا

ﺧـــــﺪﺍﯾـــﺎ . . . ﻣﮕــــﺮ ﺑـــﻮﺩﻥ ﺍﻭ ﺩﺭ ﮐﻨــــﺎﺭﻡ ﭼﻘـــﺪﺭ ﺍﺯ ﺟﻬـﺎﻧـﺖ ﺭﺍ ﻣﯿـﮕﺮﺩ ...!! ؟ مثل همیشه عاالی بهترینم[نیشخند][ماچ]

مرسده

فرشته همـ نیستمـ خدا همـ نیستمــ فقط دخترمـ از نوعـ ساده اشـ حوا گونه فکر میـکنمـ ... فقط به خاطر یکـــــ « سیب » تا کجا باید تــــــــاوان داد؟ خیلی قشنگ بود[گل] (خیلی فکر کردم.ولی هیچی به ذهنم نرسید که بگم.شماهمه ی نوشته هات قشنگه.به دل میشینه.دیگه نمیدونستم چی بگم[خجالت][ماچ])

مرسده

آدم دوس داره گاهی غرق شه غرق شدن همیشه تو آب نیست... تو غصه نیست.. تو خیال نیست... آدم دوست داره گاهی تو یه آغوش غرق شه