صدایی آشنا در رویایی نزدیک

 

کسی امروز!

 

از پس پنجره ای خواند مرا

 

عجیب شباهت داشت به تو

 

گمانم!

 

رویایی زنده کرد مرا

 

رویایی از عطر نفسهای تو

 

آری...

 

آنکس

 

که مرا از پس پنجره خواند

 

صدای آشنای تو بود

 

در رویایی قریب.......

 

=======

 

سمیرا رحمانی

 

/ 3 نظر / 8 بازدید
پسرک پاییز

آدم هـا می آینـد زنـدگی می کننـد می میـرنـد و می رونـد امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه آدمی می رود امــا نـمی میـرد مـی مـــانــد و نبـودنـش در بـودن ِ تـو چنـان تـه نـشیـن می شـود کـه تـــو می میـری در حالـی کـه زنــده ای

سمیر

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

محمد طه رضواني

يك نفر آمد صدايم كرد و رفت / با صدايش آشنايم كرد و رفت / نوبت تلخ رفاقت كه رسيد / ناگهان تنها رهايم كرد و رفت