حسی ازآرامش

 

یک حسی هست این روزها

 

 

 به حد مرگ پریشونم

 

 

تو هم،حال من و داری

 

 

نگو این و نمی دونم

 

 

پی یک حس خوبی أم

 

 

شبیه حس آرامش

 

 

تویی اون حس آرامش

 

 

همون حسی که می خوامش

 

 

یک حسی دارم این روزها

 

 

شبیه حال دریایی

 

 

که ساحل هست،

 

 

همه فکرش،همه ذکرش

 

======

رحمــــــانی

/ 11 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

سلام زیبا بود ممنون میشم.. شما هم به وب من سری بزنید [لبخند]

معین

صبحم را با نگاه به نفس هایِ آرامِ تو آغاز می کنم ... چه آرامشی... در گام هایت طنین یک عشق، جاری ست، وقتی به سویم می آیی... در سکوتِ جاریِ این خانه عطرِ غریبی ست که دوستش می دارم. هر صبح اسپند دود می کنم...آرامشم را...

احسان

سلام ارامشی در واژها دیدم ولی دلها هنوز پر.... زیباست درود

علی

سلام ممنون از حضورتون .. خوشحال شدم .... با افتخار لینک شدین [لبخند]

s@rv

دوباره سلام ممنون .شرمنده هستم همیشه شادیتان همیشگی سمیراخانم عزیز[گل]

ث س ص مير

[گل] غم به دلت راه نده

علی ارجمند

سلام خانم رحمانی گرامی شناختید؟ وب زیبایی دارید چندتا از شعراتون رو خوندم من شما رو لینکتون کردم دوست داشتید شما هم منو لینک کنید با آرزوی بهترینها...[گل]

محمد طه رضواني

بيسار زيبا بود [دست]